| | |
| عملکرد هر سازمان را ميتوان در عملکرد فرايندهاي آن ملاحظه نمود و با شناسايي و تحت کنترل قرار دادن آن فرآيندها ، کل سازمان را کنترل کرد اما هر فرايندي از زواياي مختلف قابل بررسي و نظارت مي باشد. هر مجموعه اي از يکسري فرآيندها تشکيل گرديده و تعامل و عملکرد فرآيندها در نهايت منجر به ايجاد يک خروجي در سازمان مي گردد. حال چنانچه فرآيندهاي موجود در سازمان بدرستي شناسايي شده و با انجام مطالعه دقيق، مديريت شوند، مي توان به حصول نتيجه و ارتقاء سازمان اميدوار بود.
اثر بخشي در يک فرآيند، زماني ايجاد مي گردد که بتوان مديريت صحيحي روي آن انجام داد. در واقع با مديريت مناسب فرآيند، خواسته هاي يک فرآيند به نتيجه رسيده در نتيجه از اثر بخشي لازم برخوردار خواهد بود. چرا که مديريت به تعبيري عبارتست از استفاده بهينه از منابع براي دستيابي به اهداف. لذا چنانچه مديريت فرايند در مجموعه اي موجود باشد، از منابع و وروديها براي دستيابي به اهداف فرآيند ( خروجيهاي مورد انتظار) بصورت بهينه استفاده خواهد گرديد و اين موضوع خود منجر به افزايش اثر بخشي درفرآيند و نهايتا سازمان خواهد شد.
براي آنکه اين مقصود برآورده گردد، ابتدا بايستي تمامي فرايندهاي سازمان بصورت مناسب و کامل شناسايي شوند و سپس هر يک از فرايندها ،مورد بررسي قرار گيرند.
| |
| | |
| | |
|
بيشترين عامل تغيير با وجود تمام شرايط انتظارات مشتري براي كالاي بهتر يا كيفيت خدمات بهتر است. اگر سازمانها بخواهند به نيازهاي تغييرات بازار برسند (مشتريان) چه بايد بكنند؟ يك پاسخ كليدي در بهبود مستمر كسب و كار مديريت فرايند (BUSINESS PROCESS MANAGEMENT) و ارزيابي، تجزيه و تحليل و بهبود عملكرد از فرايندهاي كليدي براساس نيازهاي مشتريان است.
گهگاه از كسب و كار مديريت فرايند به عنوان كار مديريت جامع نام برده مي شود و تعريف دقيق فرايند عبارت است از يك سري وظايف تعريف پذير تكراري و قابل اندازه گيري كه به نتايج رضايت بخشي براي مشتريان دروني و يا بيروني منجر مي شود.
| |
| | |